تبليغاتX
ترفندهای جالب موبایل و اس ام اس و (حقوق) - كوری 2 چشم، مجازات خواستگار اسیدپاش
ترفندهای جالب موبایل و اس ام اس های روز و کلیپ موبایل
چرا بعضی از دختر پسرا به خودشون حق میدن طرف رو تهدید کنن/ بزنن یا اسید پاشی کنن؟؟؟؟؟

طرف نمیخواد زور که نیست

کسی به کسی بدهکار نیست

.... گفته از کارم پشیمون نیستم

کی این حقو به امثال این آقا میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

 

به گزارش جام‌جم، عصر روز 12 آبان 83 یكی از اهالی سیدخندان با مركز فوریت‌های پلیسی 110 تماس گرفت و از اسیدپاشی به چهره دختری جوان اطلاع داد.

پس از این تماس و عزیمت ماموران انتظامی تهران به محل حادثه مشخص شد دختری جوان مورد اسیدپاشی قرار گرفته و از سوی اهالی محل به بیمارستانی در حوالی محل حادثه انتقال یافته است.

ماموران در تحقیق از مسوولان بیمارستان پی بردند دختر جوان به نام آمنه از سوی خواستگار انتقامجویش مورد اسیدپاشی قرار گرفته است. با به دست آمدن هویت مرد اسیدپاش به نام مجید، وی تحت تعقیب پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و سرانجام پس از چند روز دستگیر شد و با انتقال به اداره آگاهی تهران مورد بازجویی قرار گرفت و به اسیدپاشی اعتراف كرد و گفت: به آمنه علاقه‌مند بودم و تصمیم گرفتم با او ازدواج كنم؛ اما پس از مدتی وقتی او به من پاسخ منفی داد، تشنه انتقام شدم و با پاشیدن اسید بر چشم‌هایش متواری شدم.

به دنبال اظهارات خواستگار انتقامجو، وی از سوی بازپرس قیصری رئیس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران، روانه زندان شد و پرونده اتهامی وی درحالی كه آمنه دختر آسیب دیده از ناحیه 2 چشم نابینا شده بود، با صدور كیفر خواست به دادگاه كیفری استان تهران ارسال شد و مرد اسیدپاش روز گذشته در شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران حضور یافت و محاكمه شد.

نماینده دادستان برای متهم تقاضای اشد مجازات كرد

ابتدای جلسه دادگاه، شادابی نماینده دادستان در دادگاه كیفری استان تهران به تشریح كیفرخواست پرداخت و برای مجید  متهم پرونده  تقاضای اشد مجازات كرد.

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

كور شدن متهم، تنها درخواست آمنه از دادگاه

سپس قاضی عزیز محمدی رئیس شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران از آمنه  دختر آسیب‌دیده  خواست در جایگاه مخصوص قرار گیرد و شكایت خود را مطرح كند.

آمنه با عصای سفیدی كه در دست داشت به سمت جایگاه آمد و گفت: من 19 مرتبه در جلسات مختلف دادسرا و مركز پلیس، برای عامل حادثه  مجید  تقاضای قصاص 2 چشم با اسید كرده‌ام. جناب قاضی برای مرتبه بیستم از هیات قضایی می‌خواهم، عامل حادثه را به قصاص چشم محكوم كنید. این مرد بی‌رحمانه زندگی‌ام را گرفت و مرا برای همیشه خانه‌نشین كرد و خانواده‌ام را در غم بزرگی گرفتار كرد. متهم هیچ عاطفه انسانی ندارد، چون اگر او عاطفه داشت، زندگی‌ام را این چنین تباه نمی‌كرد.

آمنه ادامه داد: با مجید  متهم  هم دانشگاهی بودم و قصد ازدواج با وی را نداشتم. باور كنید هنوز هم نمی‌دانم، او چطور دلبسته دختری بود كه اصلا علاقه‌ای به او نداشت.  روزی زنی با منزلمان تماس گرفت و خودش را مادر مجید معرفی و از من خواستگاری كرد. من با مطرح كردن این كه مجید را نمی‌شناسم، به مادرش جواب منفی دادم. چند روز بعد كه مجید را در دانشگاه دیدم و شناختم به او پاسخ منفی دادم، اما وی قانع نشد و شروع به تهدید من كرد تا عاقبت روز حادثه، با اسید چشمانم را كور كرد.  این مرد عاشق من نبود، چون اگر عاشق بود، زندگی‌ام را تباه نمی‌كرد. من در این چند سال زجر‌های زیادی كشیده‌ام كه حتی متهم یك لحظه آن را نمی‌تواند تحمل كند.

من آزارم به كسی نرسیده بود، كه این چنین باید مجازات می‌شدم. حق من از زندگی این نبود. من فقط می‌خواهم چشمان متهم كور شود تا او هم تمام ناراحتی و غمی را كه سال‌ها تحمل می‌كنم، حس كند. از او دیه نمی‌خواهم و قصد ازدواج با چنین فردی را هم ندارم می‌خواهم او مجازات شود و درس عبرتی برای دیگران باشد تا به این راحتی با زندگی دختران بازی نكنند و آینده و زندگی آنها  را به تباهی نكشانند.  من سوختم، اما با مجازات وی كمی دردهایم التیام می‌یابد.  وی افزود: سیاهی مطلق تمام وجودم را گرفته است، اما باز هم امید دارم و با یاد خدا همچنان نفس می‌‌كشم. اگر من به این متهم رضایت دهم، او پس از آزادی جان من را می‌گیرد. قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات شاكی، از مجید  متهم پرونده  خواست در جایگاه مخصوص دفاع قرار گیرد.

اعترافات مرد اسیدپاش در دادگاه

بنابراین با حضور متهم در جایگاه، وی نیم‌نگاهی به چهره سوخته آمنه انداخت و ادامه داد: من قبول دارم، به چهره وی اسید پاشیدم و چشمانش را گرفتم، آمنه خود مقصر بود او به عشق و آینده من بی‌اعتنایی كرد و  تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم.

http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/من در یك تعمیرگاه رادیو و تلویزیون در اسلامشهر كار می‌كردم و در دانشگاهی كه آمنه تحصیل می‌كرد با او هم‌رشته بودم، چند مرتبه‌ای كه او را در دانشگاه دیدم، به او علاقه‌مند شدم و تصمیم به ازدواج با وی گرفتم، اما او به من علاقه نشان نمی‌داد و پس از شنیدن پاسخ منفی از وی، تلفنی او را تهدید كردم و تصمیم گرفتم، به او آسیب برسانم. من هنوز هم به او علاقه دارم و اگر او مایل باشد، با او ازدواج می‌كنم. وقتی آمنه به من گفت مزاحم وی نشوم می‌خواهد ازدواج كند، شدت انتقامم بیشتر شد و تصمیم گرفتم بر چهره وی اسید بپاشم.

متهم ادامه داد: 2 روز قبل از حادثه به یك مغازه فروش لوازم و مواد آزمایشگاهی رفتم و به متصدی آن محل سفارش اسید سولفوریك دادم تا این كه روز حادثه وقتی برای دریافت اسید به آن مغازه رفتم، مرد فروشنده قیمت اسید را 7500 بیان كرد كه بناچار 400 سی‌سی از او خریدم و 3000 تومان به او پرداخت كردم و به محل كار آمنه رفتم، منتظرش ماندم و وقتی از محل كارش خارج شد، او را تعقیب كردم و در یك فرصت مناسب، صدایش كردم و هنگامی كه به سمتم بازگشت، ظرف اسید را بر چهره‌اش پاشیدم و فرار كردم و از كرده خود پشیمان نیستم. قاضی عزیزمحمدی، رئیس شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهم به همراه 2 قاضی مستشار رحیمی و بومی وارد شور شد و روز گذشته متهم را به كور شدن 2 چشم با اسید بنا بر درخواست شاكی و پرداخت دیه به خاطر آسیب‌های ناشی از سوختگی محكوم كرد.

حاشیه دادگاه

ساعت 50/10 روز گذشته پرونده این اسیدپاشی در شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران بازگشایی شد و پس از برگزاری 2 ساعت و نیم جلسه محاكمه، متهم به كور شدن 2 چشم و پرداخت دیه محكوم شد.

متهم  مجید  وقتی وارد دادگاه شد و با فلش‌زدن‌های پی‌در‌پی عكاسان روبه‌رو شد، شروع به فحاشی كرد و گفت: 4 سال است عكس مرا می‌گیرید، كافی نیست؟ دیگر عكسم را نگیرید، خسته شده‌ام. آمنه هنگامی كه در جایگاه شاكی قرار گرفت و از ماجرای حادثه گفت: بشدت گریست و حاضران را به گریه انداخت و مسوولان قضایی را بشدت متاثر كرد.

قاضی عزیزمحمدی، رئیس دادگاه پس از پایان اظهارات آمنه بیان كرد: در 37 سال كار قضایی كه انجام می‌دهم، برای نخستین‌مرتبه است كه اینچنین ناراحت و منقلب می‌شوم، وقتی می‌بینم دختری به این جوانی، اینچنین قربانی انتقامجویی شده است. خبرنگاران و عكاس‌ها گاهی سر خود را پایین می‌انداختند و به حال دختر جوان می‌گریستند.

وقتی حكم كور شدن 2 چشم برای متهم صادر شد، وی بشدت تعجب كرد و هنگام امضای برگه‌های اظهارات مدام می‌گفت: می‌خواهم چند مرتبه اظهاراتم را بخوانم و بعد امضا كنم.

وقتی از وی درخصوص حكم صادره سوال كردم، فقط سكوت كرد و برای چند لحظه به آمنه خیره شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:57  توسط محمدرضا  |