آفتاب پرسته میره رو جعبه مداد رنگی، هنگ میكنه
وقتی كسی ناراحتت میكنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه تا اخم كنی، اما فقط 4 تا ماهیچه لازمه تا دستت رو دراز كنی و بزنی پس كلهاش
فتوای جدید : به علت کمبود گاز در فصل جدید هر آغوش گرمی حلال است
دو حرف رو نباید باور كنی: حرفای پا منقلی و حرفای تو بغــــلی!
طوجه طوجه: عاموظش زبان فارصى در كمطر عز یک ماح 100% تزمینى............با ما تماص بگیرید
لره موقع مرگش بچه هاشو جمع میکنه بهشون یه چوب میده میگه بشکنید میشکنن. بعد یه دسته چوب میده میگه بشکنید میشکنن . بعد یه دسته بیل میده میگه بشکنید میشکنن . بعد 10 تا دسته بیل میده میگه بشکنید میشکنن. مفتول میده میشکنن . تیر اهن 18 میده میشکنن . میگه کره خرا لر بازی در نیارین میخوام نصیحتتون کنم
همیشه عکس همسرتو تو کیفت بزار تا هروقت مشکل بزرگی واست پیش اومد به عکسش نگاه کنیو بدونی مشکل بزرگتری هم داری!
یارو لب دریا همش داد میزد آفرین، ما شالا .... ،ازش میپرسن چه کار میکنی؟ میگه :پسرم 1 ساعته رفته زیر آب هنوز بر نگشته ...عجب نفسی داره
كلمه مادر و زن هر دو كلمات مقدسی هستند ولی پناه بر خدا از زمانی كه این دو یكجا تلفظ شوند
بانك معتادان جوان به زودی قرعی كشی میكند:
100دستگاه پیكنیك،10 كمك هزینه سفر به زاهدان،كمك هزینه خرید منقل و بافور و هزاران جایزه یك مثقالی
در فرودست انگار یك نفر منتظر است
پس خسیسی نكنیم !
شعر از شاعر معاصر سهراپ اس ام اسی!
هر جا شنیدی حسین، حسین میكنند، هر چه زودتر خودتو برسون چون شام میدن، ولی هر جا كه دیدی علی، علی میكنند، زود دور شو چون دارند ماشین هل میدن
از برنارد شاو پرسیدند از کی احساس کردی پیر شدی؟ گفت از وقتی که به یک خانم چشمک زدم بعد آن خانم از من پرسید: آشغالی رفته تو چشمتون؟
میدونی شباهت تو با لامپ چیه !؟؟
.
دور هر دوتا تون پشه جمع میشه!!
شكسپیر میگه: یا به اندازه ی آرزو هاتون تلاش كنید یا به اندازه ی آرزوتون تلاش كنید . . .
ترجمه ی لری : اگه نمی تونی گه بخوری ، گه می خوری گه بخوری !
ازعجایب لهجه مشهدی:مبرم=میبرم.مبرم=من برم.مبرم=برنده میشم.مبرم=میبرم.مبرم=من بور هستم!
به زنی كه همیشه میدونه شوهرش كجاست چی میگن؟
.
.
.
بیوه !!
یارو می ره بانک می گه: آقا کل موجودی منو بدین همشو می گیره میشماره می گه:درسته بذار سر جاش!!
می دونی فرق پیاز با هندوانه کال چیه؟
وقتی پیاز رو قارچ می کنی چشت می سوزه
اما هندوانه کال رو که قارچ می کنی دماغت می سوزه !!!
یارو پسرشو می بره آزمایش کنه تا معلوم بشه دیوونه هست یا نه . دکتر به پسره میگه برو با این آبکش آب بیار . یارو می گه:پسرم خسته ست بذار خودم بیارم !!
بنی آدم اعضا یكدیگرند كه همش بهم می پرند چو عضوی بدرد آورد روزگار كه پنچر شود چرخ آموزگار تو كز محنت دیگران بی غمی گمونم پسر عمه شلغمی
یارو به پسرش شك میكنه، بهش میگه: ها كن ببینم، پسره ها میكنه، یارو میزنه زیر گوشش و میگه: كره خر، دختر بازی میكنی؟؟!!
تعریف مادر زن: مادر زن اسلحه ای است انفرادی که با عیال حمل میشود وبا مهمات دروغ همسایگان مسلح شده وبا زخمی کردن داماد بیچاره خنک میشود . این اسلحه بدون عقب نشینی بوده وشرایط جوی به هیچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهی تک تیر وگاهی رگبار شلیک می کند طول مادر زن بدون سر نیزه 2 متر میباشد. تعداد تیر در هر ثانیه یک میلیون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بیمارستان وبرد نهایی ان انتقال داماد به بهشت زهرا !!
یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه میكردن! قاضی بهش میگه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستید! یهو یكی از افراد بسیار محترم جامعه از پشت دادگاه داد میزنه: ای كثافت بی شرف! دوباره قاضی میگه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستید! دوباره اون فرد محترم میگه: ای آشغال كثیف! قاضیه این دفعه دیگه عصبانی میشه و میگه: آقای فرد محترم جامعه! میدونم كه به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار میشم كه از دادگاه اخراجتون كنم! فرد محترم میگه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله كه همسایهی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم، گفته كه ما چكش نداریم!
عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد
خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست
عید غدیر مبارک
روز عید غدیرخم از شریف ترین اعیاد امت من است.
پیامبر اکرم(ص)
اس ام اس های تبریك عید غدیر ، پیامك های عید غدیر
نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عید غدیر خم مبارک باد
خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد
عید بر شما مبارک
علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
آنان كه علی خدای خود پندارند / كفرش به كنار عجب خدایی دارند
چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
آن را به محبت علی بخشیدند
عیدتان مبارک
تمام لذت عمرم در این است / كه مولایم امیرالمومنین است
عیدشما مبارک
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حكم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا كه علی نور بود سایه ندارد
عید غدیر مبارک
شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عارفی فرزانه فرمود
اگر آتش به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
خورشید شکفته در غدیر است علی
باران بهار در کویر است علی
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی امیر است علی
مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست
.*'""*.*"'"*.
*. Eide .*
"* *"
"*.*"
.*'""*.*"'"*.
*. shoma .*
"*. .*"
"*.*"
.*'""*.*"'"*.
*. mobarak .*
"*. .*"
*.*.
روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی
گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی
گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـك نمودم روی قلبم یا علی
شبی در محفلی ذكر علی بود ، شنیدم عاشقی مستانه فرمود ، اگر آتش به زیر پوست داری ، نسوزی گر علی را دوست داری . عید غدیر خم بر شما مبارك
نام علی : عدالت -- راه علی : سعادت -- عشق علی : شهادت -- ذكر علی : عبادت -- عید علی : مبارك
ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر كرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم
عجب تمثیلی است این كه علی مولود كعبه است . . . یعنی اینكه باطن قبله را در امام پیدا كن . عید غدیر خم مبارك
ای خدای مرتضی ، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشكد . عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارك
اگر خلق عالم علی را می شناختند ، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند ، جهنم آفریده نمیشد .
به روز غدیر خم از مقام لم یزلی ، به كائنات ندا شد به صوت جلی . كه بعد احمد مرسل به كهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا علیست علی ، عید غدیر خم بر شما مبارك
رسولی كز غدیر خم ننوشد ، ردای سبز بعثت را نپوشد . عید غدیر خم مبارك
زلیخا یوزارسیف رو زندانی کرد حالا گیر داده به من !
میگی چیکار کنم !!!؟؟
یارو از دستشویی در میاد نفس نفس می زنه! بهش میگن چه خبرته بابا کوه کندی مگه؟! میگه نه ولی کوه ساختم!!!
زن: بازم جلو جمع به من گفتی احمق؟
شوهر : ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!!
جنایتكاری كه پس از آزار و اذیت خواهرزن پنج ساله اش او را به قتل رسانده بود دستگیر شد. عصر روز 20 مهرماه مردی به پاسگاه روستای مهرغان از توابع بخش میناب استان هرمزگان مراجعه كرد و گفت؛ دختر بزرگم باردار است و چون شوهرش روزها سر كار می رود برای اینكه او تنها نماند دختر پنج ساله ام زینب را به خانه او می فرستادم. صبح امروز داماد 22 ساله ام قنبر با موتور به دنبال زینب آمد و او را با خودش برد اما پس از آن دیگر هیچ كس دخترم را ندیده است.
اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی
.
به آسمان بیندیش
.
چون در آسمان کسی هست که به تو می اندیشد
زندانیان زندان قزوین با ارسال طوماری خواستار انتقال یوزارسیف به زندان قزوین شدند.
یه ضرب المثل قزوینی میگه:
زندگی بدون عشق مساوی است با: جمعه بدون یوزارسیف!؟
قزوینیها با ۲۰۰۰نفر جهت آزادی یوزارسیف عازم مصر شدند !!!
فرج الله سلحشور :
صحنه پیشنهاد زلیخا چندین بار فیلمبرداری شد
چون مجبور شدیم به بــــازیــــگــــر نقش یــــوســــف بفهمانیم که تو باید امــتنــاع کنی!
طرف نمیخواد زور که نیست
کسی به کسی بدهکار نیست
.... گفته از کارم پشیمون نیستم
کی این حقو به امثال این آقا میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به گزارش جامجم، عصر روز 12 آبان 83 یكی از اهالی سیدخندان با مركز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و از اسیدپاشی به چهره دختری جوان اطلاع داد.
پس از این تماس و عزیمت ماموران انتظامی تهران به محل حادثه مشخص شد دختری جوان مورد اسیدپاشی قرار گرفته و از سوی اهالی محل به بیمارستانی در حوالی محل حادثه انتقال یافته است.
ماموران در تحقیق از مسوولان بیمارستان پی بردند دختر جوان به نام آمنه از سوی خواستگار انتقامجویش مورد اسیدپاشی قرار گرفته است. با به دست آمدن هویت مرد اسیدپاش به نام مجید، وی تحت تعقیب پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و سرانجام پس از چند روز دستگیر شد و با انتقال به اداره آگاهی تهران مورد بازجویی قرار گرفت و به اسیدپاشی اعتراف كرد و گفت: به آمنه علاقهمند بودم و تصمیم گرفتم با او ازدواج كنم؛ اما پس از مدتی وقتی او به من پاسخ منفی داد، تشنه انتقام شدم و با پاشیدن اسید بر چشمهایش متواری شدم.
به دنبال اظهارات خواستگار انتقامجو، وی از سوی بازپرس قیصری رئیس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران، روانه زندان شد و پرونده اتهامی وی درحالی كه آمنه دختر آسیب دیده از ناحیه 2 چشم نابینا شده بود، با صدور كیفر خواست به دادگاه كیفری استان تهران ارسال شد و مرد اسیدپاش روز گذشته در شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران حضور یافت و محاكمه شد.
نماینده دادستان برای متهم تقاضای اشد مجازات كرد
ابتدای جلسه دادگاه، شادابی نماینده دادستان در دادگاه كیفری استان تهران به تشریح كیفرخواست پرداخت و برای مجید متهم پرونده تقاضای اشد مجازات كرد.
كور شدن متهم، تنها درخواست آمنه از دادگاه
سپس قاضی عزیز محمدی رئیس شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران از آمنه دختر آسیبدیده خواست در جایگاه مخصوص قرار گیرد و شكایت خود را مطرح كند.
آمنه با عصای سفیدی كه در دست داشت به سمت جایگاه آمد و گفت: من 19 مرتبه در جلسات مختلف دادسرا و مركز پلیس، برای عامل حادثه مجید تقاضای قصاص 2 چشم با اسید كردهام. جناب قاضی برای مرتبه بیستم از هیات قضایی میخواهم، عامل حادثه را به قصاص چشم محكوم كنید. این مرد بیرحمانه زندگیام را گرفت و مرا برای همیشه خانهنشین كرد و خانوادهام را در غم بزرگی گرفتار كرد. متهم هیچ عاطفه انسانی ندارد، چون اگر او عاطفه داشت، زندگیام را این چنین تباه نمیكرد.
آمنه ادامه داد: با مجید متهم هم دانشگاهی بودم و قصد ازدواج با وی را نداشتم. باور كنید هنوز هم نمیدانم، او چطور دلبسته دختری بود كه اصلا علاقهای به او نداشت. روزی زنی با منزلمان تماس گرفت و خودش را مادر مجید معرفی و از من خواستگاری كرد. من با مطرح كردن این كه مجید را نمیشناسم، به مادرش جواب منفی دادم. چند روز بعد كه مجید را در دانشگاه دیدم و شناختم به او پاسخ منفی دادم، اما وی قانع نشد و شروع به تهدید من كرد تا عاقبت روز حادثه، با اسید چشمانم را كور كرد. این مرد عاشق من نبود، چون اگر عاشق بود، زندگیام را تباه نمیكرد. من در این چند سال زجرهای زیادی كشیدهام كه حتی متهم یك لحظه آن را نمیتواند تحمل كند.
من آزارم به كسی نرسیده بود، كه این چنین باید مجازات میشدم. حق من از زندگی این نبود. من فقط میخواهم چشمان متهم كور شود تا او هم تمام ناراحتی و غمی را كه سالها تحمل میكنم، حس كند. از او دیه نمیخواهم و قصد ازدواج با چنین فردی را هم ندارم میخواهم او مجازات شود و درس عبرتی برای دیگران باشد تا به این راحتی با زندگی دختران بازی نكنند و آینده و زندگی آنها را به تباهی نكشانند. من سوختم، اما با مجازات وی كمی دردهایم التیام مییابد. وی افزود: سیاهی مطلق تمام وجودم را گرفته است، اما باز هم امید دارم و با یاد خدا همچنان نفس میكشم. اگر من به این متهم رضایت دهم، او پس از آزادی جان من را میگیرد. قاضی دادگاه پس از شنیدن اظهارات شاكی، از مجید متهم پرونده خواست در جایگاه مخصوص دفاع قرار گیرد.
اعترافات مرد اسیدپاش در دادگاه
بنابراین با حضور متهم در جایگاه، وی نیمنگاهی به چهره سوخته آمنه انداخت و ادامه داد: من قبول دارم، به چهره وی اسید پاشیدم و چشمانش را گرفتم، آمنه خود مقصر بود او به عشق و آینده من بیاعتنایی كرد و تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم.
من در یك تعمیرگاه رادیو و تلویزیون در اسلامشهر كار میكردم و در دانشگاهی كه آمنه تحصیل میكرد با او همرشته بودم، چند مرتبهای كه او را در دانشگاه دیدم، به او علاقهمند شدم و تصمیم به ازدواج با وی گرفتم، اما او به من علاقه نشان نمیداد و پس از شنیدن پاسخ منفی از وی، تلفنی او را تهدید كردم و تصمیم گرفتم، به او آسیب برسانم. من هنوز هم به او علاقه دارم و اگر او مایل باشد، با او ازدواج میكنم. وقتی آمنه به من گفت مزاحم وی نشوم میخواهد ازدواج كند، شدت انتقامم بیشتر شد و تصمیم گرفتم بر چهره وی اسید بپاشم.
متهم ادامه داد: 2 روز قبل از حادثه به یك مغازه فروش لوازم و مواد آزمایشگاهی رفتم و به متصدی آن محل سفارش اسید سولفوریك دادم تا این كه روز حادثه وقتی برای دریافت اسید به آن مغازه رفتم، مرد فروشنده قیمت اسید را 7500 بیان كرد كه بناچار 400 سیسی از او خریدم و 3000 تومان به او پرداخت كردم و به محل كار آمنه رفتم، منتظرش ماندم و وقتی از محل كارش خارج شد، او را تعقیب كردم و در یك فرصت مناسب، صدایش كردم و هنگامی كه به سمتم بازگشت، ظرف اسید را بر چهرهاش پاشیدم و فرار كردم و از كرده خود پشیمان نیستم. قاضی عزیزمحمدی، رئیس شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهم به همراه 2 قاضی مستشار رحیمی و بومی وارد شور شد و روز گذشته متهم را به كور شدن 2 چشم با اسید بنا بر درخواست شاكی و پرداخت دیه به خاطر آسیبهای ناشی از سوختگی محكوم كرد.
حاشیه دادگاه
ساعت 50/10 روز گذشته پرونده این اسیدپاشی در شعبه 71 دادگاه كیفری استان تهران بازگشایی شد و پس از برگزاری 2 ساعت و نیم جلسه محاكمه، متهم به كور شدن 2 چشم و پرداخت دیه محكوم شد.
متهم مجید وقتی وارد دادگاه شد و با فلشزدنهای پیدرپی عكاسان روبهرو شد، شروع به فحاشی كرد و گفت: 4 سال است عكس مرا میگیرید، كافی نیست؟ دیگر عكسم را نگیرید، خسته شدهام. آمنه هنگامی كه در جایگاه شاكی قرار گرفت و از ماجرای حادثه گفت: بشدت گریست و حاضران را به گریه انداخت و مسوولان قضایی را بشدت متاثر كرد.
قاضی عزیزمحمدی، رئیس دادگاه پس از پایان اظهارات آمنه بیان كرد: در 37 سال كار قضایی كه انجام میدهم، برای نخستینمرتبه است كه اینچنین ناراحت و منقلب میشوم، وقتی میبینم دختری به این جوانی، اینچنین قربانی انتقامجویی شده است. خبرنگاران و عكاسها گاهی سر خود را پایین میانداختند و به حال دختر جوان میگریستند.
وقتی حكم كور شدن 2 چشم برای متهم صادر شد، وی بشدت تعجب كرد و هنگام امضای برگههای اظهارات مدام میگفت: میخواهم چند مرتبه اظهاراتم را بخوانم و بعد امضا كنم.
وقتی از وی درخصوص حكم صادره سوال كردم، فقط سكوت كرد و برای چند لحظه به آمنه خیره شد.